|
|
|
اشک بهترین هدیه الهی
|

تو را من زهر شيرين خوانم اي عشق
كه نامي خوشتر از اينت ندانم
دگر هر لحظه رنگي تازه گيري
بغير از زهر شيرينت نخوانم
تو زهري،زهر گرم سينه سوزي
تو شيريني، كه شور هستي از توستشراب جام خورشيدي،كه جان را
نشاط از تو،غم از تو،مستي از توست
به آساني مرا از من ربودي
درون كوره غم آزمودي
دلت آخر به سرگردانيم سوخت
نگاهم را به زيبايي گشودي
بسي گفتند :دل از عشق برگير!
كه:كه نيرنگ است و افسون است و جادوست
ولي ما دل به او بستيم و ديديم
كه اين زهر است،اما...نوشداروست
چه غم دارم كه اين زهر تب آلود
تنم را در جدايي مي گذارد
از آن شادم كه در هنگامه درد
غمي شيرين دلم را مي نوازد
اگر مرگم به نامردي بگيرد
مرا مهر تو در دل جاودانيست
وگر عمرم به ناكامي سر آيد
تو را دارم كه مرگه زندگانيست
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/14ساعت 5:10 توسط محسن |