تبليغاتX
عشق کودکی

عشق کودکی

اشک بهترین هدیه الهی

هيچ جز حسرت نباشد كار من

بخت بد بيگانه اي شد يار من

بي گنه زنجير بر پايم زدند

واي از اين زندان محنت بار من

واي از اين چشمي كه مي كاود نهان

روز و شب در چشم من راز مرا

گوش بر در مينهد تا بشنود

شايد آن گمگشته آواز مرا

        

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/07/07ساعت 13:39 توسط محسن |


*
*
*
*

JavaScript Codes

ستاره شبام باش ماه تو شبهات مي شم