|
|
|
اشک بهترین هدیه الهی
|
مطمئن باش و برو
ضربهات كاري بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگيام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم ميگفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تكههاي دل خود را آرام سر هم بند زنم.
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/20ساعت 13:34 توسط محسن |

گاه آرزو می کنم
کاش برای تو پرتو نور آفتاب باشم
تا دستهایت را گرم کنم
اشکهایت را بخشکانم
و خنده را به لبانت باز گردانم
پرتو خورشیدی که
اعماق تاریک وجودت را روشن کند
روزت را غرق نور کند
یخ پیرامونت را آب کند
--------------------------------------
ممنون میشم که نظرات و راهنمايي هاي
خود را براي كارايي بهتر بلاگ
به mailam ارسال كنيد.
.....عشق كودكي.....
.....................................
در آخر آهنگه بلاگ از دوسته عزیزم
مرده متحرک می باشد........
شاید روزی برگردد..............
آمار بازدیدکنندگان
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: